تبليغاتX
حالت چهارم زندگی پلاسما


حالت چهارم زندگی پلاسما

  یه چنتا بچه خبر..

۱ـ  دینی شدم ۴ ..توضیحات: بالاترین نمره در کلاس ۱۶ پایین ترین ها ۵ نفر ۰

تو ۷ تا کلاس اول ۳ نفر ۲۰ شدن!!

۲ـ نیم ترم هام داره شرو میشه ..معذرت میخام از دوستای گلی که تو اپ قبل نطر دادن و نرسیدم بجوابم.

۳ـباباخان این ترم لج فرمودن نخبه ثبت نام نکردن تا سره فیزیک میشینم کلی میگریم..

دیروز زنگیدم به استادم..حالت ملتمسانه میگفتم ستاااااااد

۸ تا سواله من بلد نیسسسستم 

کلی خندوند منو بدم گفت غزاله (همکلاسم که نخبه میره) بلده ازش اشکالاتو بپرس اگه جواب نداد خودم هستم ..

قربونش برم خیلی ماهه از کمالی هم بهتره (استغفرا..)!۱

خب بیاد هوخشتره گل (شاید یادتون باشه قبل عید وبشو بست)

خدافززززززززززززززز

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 18:2 توسط معصومه ابی دل(سپیده)| |

دیوید پولیتزر فیزیکدان نظری انستستوی فناوری کالیفرنیا و برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک سال 2004 با پاسخ به این پرسش به روشن شدن این عوامل اسرار امیز کمک میکند. نیرو هایی که در اتومبیل در حال حرکت به شما وارد می شود ,مثل نیرویی که در هنگام گاز دادن راننده, شما را به صندلی می فشارد یا در سر پیچ  تندشما را به  این طرف و ان طرف  میاندازد,مثال های روزمره ی نیرو های مجازی هستند .بطور کلی این عوامل  ناشی از شتاب گرفتن  چارچوب مرجع مروط به یک  موقعیت خاص هستند.
اصطلاح((نیروی مجازی)) در مکانیک نیوتونی معنای دقیق دارد در واقع این نیرو همواره متناسب با  جرم جسمی است که به ان وارد میشود.
مثال زیبای دیگری که میتوان زد نیروی مجازی کوریولیس است که باعث حرکت تقدیمی  (یا چرخش دایره ای) شکوهمند صفحه ی نوسان اونگی میشود که  به دقت اویزان شده است. اگر این اونگ  درست بالای قطب شمال اویزان شده باشد  به نظر میرسد که در  هر روز 360 درجه بچرخد .اگر به این اونگ از نقطه ی ثابت در  فضای بیرونی نگاه کنید  به نظر میرسد که  در یک صفحه ی ثابت نوسان میکند  و زمین  زیر ان میچرخد.از چشم انداز  فضای  خارج , هیچ نیروی جانبی ( نیروی عمو بر نوسان)وجود ندارد تا باعث انحراف اونگ شود.به این دلیل است که  از اصطلاح تا اندازه ای تحقیر امیز (( مجازی)) در مورد ای نیرو استفاده میشود.
همین طور در اتومبیل  صرفا هیچ نیرویی واقعی وجود ندارد که شما را به صندلی بفشارد , هر چند که انرا حس میکنید. با وجود این تحلیل یه وضیعت بر حسب نیرو های مجازی شاید موثر ترین  روش  درک انچه  اتفاق می افتد باشد.به عنوان یک مثال جذاب پیامد های نیروی کوریولیس یک فنجان چای بهم شده را در نظر بگیرید .اگر تفاله ی چای در فنجان وجود داشته باشد همه ی انها در وسط  کف فنجان انباشته میشوند (و چنان که با توجه به نیروی مجازی مرکز گریز انتظار داریم  و کناره های ان جمع نمیشود). اگر تصور کنیم که همزمان  با شاره  هم زده شده دوران میکنید, به نظر میرسد که بیشتر شاره ساکن است و فنجان در جهت عکس دور شما می گردد. فنجان چرخان بخشی از شاره ی مجاور را همراه  خود میکشد و نیروی کوریولیس وارد بر این اشاره انرا به طرف مرکز فنجان  میراند و تفاله ی چای را همراه خود می برد.
انیشتن در نسبیت عام موفق شد که فرق نیروهای حقیقی و مجازی را برای همیشه کم رنگ کند. نسبیت عام نظریه گرانی است, و گرانی بدون شک مثال بارزی از نیروی ((حقیقی)) است.با این همه,شالوده ی نظریه ی انیشتین  این فرض است که  خود گرانی نیروی مجازی است( یا , نمیتوان انرا از نیروی مجازی تمیز داد).اکنون,90 سال پس از ان , با تعداد بسیاری از مواردی رو به رو هستیم که همه روزه نشان میدهند نظریه ی او ظاهرا صحیح است....
منبع : مجله رشد
 
نمیدونم به دردتون میخوره یا نه ! ولی از این به بعد این جور اپ هارو زیاد میکنم.
تو نظر سنجی حتما شرکت کنین خیلی مهمه هاا
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 15:54 توسط معصومه ابی دل(سپیده)| |

 

امرو خیلی بد دلم گرفته  دلم میخاد هی بخونم این اهنگه امیر محمد رو

 

 

اقا سلام سلام اقا سلام اقای خوبی

خورشید من کی میرسی؟ جمعه شبی غروبی!

بابا بزرگ میگه میگه میای تویی که قلب نوری

یه لحظه حس نمیکنم .حتی یه لحظه دوری

اقا سلام سلام اقا سلام اقای خوبی

بابا براتون جمعه ها یه نذر خوبی داره

همیشه فانوس میبره تو کوچه ها میذاره

اسم پر از حس تورو که میشنوه یه موقع

گوشه ی چشمای مامان .همیشه اشک شوقه

یه عالمه پیر و جوون چشم براهت نشستن

یه دنیا عاشق همشون منتظر تو هستن

چشم و چراغ ما بیا

حل کن تو مشکلارو

خورشید من بیا بیا

روشن کن این شبا رو

اقا سلام سلام اقا سلام اقای خوبی

اقا سلام. سلام اقا سلام اقای خوبی

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 17:44 توسط معصومه ابی دل(سپیده)| |

تنها بازیگری که این روزا دلنشین بازی میکنه کیییه

امیر حسین رستمی

من اینقد دوس دارم بازیشو که در حد حرف نیس

 

خیلی کیف میکنم مخصوصا تیک که داره رو خیلی دوس دارم...الگو ازش میگیرم .یه جمله میگم ۱۰۰۰ بار میگم اه اه اه

یا وقتایی که با یکی حرف میزنه میزنن تو حال بچه اخیییییی

هی سرشو تکون میده زیر لب فحش میده ..خیلیییییی دوش دالم..

اینم مصاحبه پسر گلمون

این چنتا عکسم ازش داشته باشین

چه طور شد به جمع بازیگران شمس العماره پیوستید و با این گروه همراه شدید؟
دو سال پیش از طریق پیمان قاسم خانی و علیرضا امینی با سامان مقدم آشنا شدم؛ البته یکدیگر را پیش از این‌ها می‌شناختیم. زیرا مقدم دستیار مسعود کیمیایی بود. من نیز چون در فیلم «رئیس» مسعود کیمیایی بازی کرده بودم مقدم را از آن دوران می‌شناختم ولی پیمان قاسم خانی برای بازی در فیلم «شاه کلید» من را به مقدم معرفی کرد و بعد از آن برای بازی در مجموعه «شمس‌العماره» با من تماس گرفت و گفت یک نقش برایم کنار گذاشته اند و من نیز به جمع بازیگران این مجموعه پیوستم.


برای رسیدن به نقش شکور چه قدر تحقیق کردید تا به این شخصیت نزدیک شوید؟

مقدم برای رسیدن به نقش خیلی کمکم کرد او سر صحنه با من تمرین می‌کند و روی بازی‌ام روتوش می‌زند من نیز سر تمرین چند ورژن مختلف بازی می‌کنم و مقدم یکی را انتخاب می‌کند؛ همان ورژن را هم در اتودهایی که با یکدیگر کار می‌کنیم کم و زیاد می‌کند تا این که به نقش شکور می‌رسیم. هنوز قصه شکور در مجموعه جا نیفتاده است؛ شکور شخصیتی ساده و مهربان دارد و به مرور با یک سری اتفاقات مواجه می‌شود و اواخر مجموعه متوجه می‌شویم که تازه بزرگ شده است.

 شخصیت شکور چه قدر به روحیات امیر حسین رستمی ‌نزدیک است؟

روحیاتش زیاد از خودم دور نیست و این که آیا من ساده هستم یا نه باید این موضوع را از دیگران سؤال کنید!

همراه با ارازل

 

از همبازی شدن با «ملیکا شریفی نیا» که بیشتر سکانس‌ها بازی مشترکی با او داشتید برایمان بگویید.
من و ملیکا شریفی نیا در همان دور خوانی به این حس رسیدیم که خوب توانسته ایم به عنوان شکور و دریای مجموعه با هم ارتباط برقرار کنیم. سامان مقدم هم با نظر ما موافق بود در روزهای اول دور خوانی اتفاق خوب و عجیبی افتاد یعنی جمع کثیری از بازیگران برجسته سینما، تلویزیون و تئاتر هم چون خانم تیموریان و آقایان رایگان و آییش که اساتید بازیگری هستند در مجموعه شمس‌العماره حضور پیدا کردند. به خاطر حضور این اساتید برجسته در کار در دور خوانی‌ها هم صداو هم دستم می‌لرزید حتی در قسمت‌های اول مجموعه نیز تن صدایم پایین بود. دوستان و اطرافیان به من گفتند هنگامی ‌که صحبت می‌کنی بیانت را محکم تر کن به واقع من هر روز از اساتیدی که در این مجموعه حضور دارند درس‌های زیادی یاد می‌گیرم.


خود شما نیز اشاره به حضور بازیگران مطرح این مجموعه کردید از هم بازی بودن با آن‌ها نیز برایمان بگویید.

هم بازی شدن با بازیگران برجسته برایم بسیار لذت بخش است به خاطر این که راهنمایی‌های زیادی سر صحنه به من می‌کنند به طور مثال سر بعضی از پلان‌ها و سکانس‌های مشترکی که با خانم تیموریان دارم به من می‌گویند امیر حسین اگر این دیالوگت را این گونه بگویی فکر می‌کنم حسش قشنگ تر باشد. من هنگامی‌که از این راهنمایی‌ها استفاده می‌کنم متوجه می‌شوم نتیجه اش مثبت است به واقع احساس می‌کنم که مسیرم را کوتاه تر کرده است. بازیگران برجسته این مجموعه در حال روتوش کردن بازی من هستند البته آن اوایل احساس می‌کردم که شاید این اتفاق نیفتد چون در کنار این دوستان من بازیگری جدید، امروزی تر و تازه کار بودم ولی از همان روز اول من را پذیرفتند و با انرژی در همان دور خوانی‌ها راهنمایی ام کردند در شمس العماره هر روز در حال یادگیری هستم و هیچ چیز هم لذت بخش تر از کار با سامان مقدم برایم نیست.

مجری توانا

 پیشنهاد بازی جدید ندارید؟
قراردادی قبل از شمس العماره بسته ام و اجازه گرفتم که سر این مجموعه بیایم و آن کار مجموعه جدید مهران مدیری است البته علاقه‌مند بازی در مجموعه جدید این کارگردان هستم که قرار است به زودی کلید بخورد.


سخن پایانی شکور شمس العماره برای خوانندگان ما.

کار کردن کنار سامان مقدم و بازیگران مطرح گویی رفتن به دانشگاه هنر است! انگار مدرسه تئاتر می‌روم و درس‌های زیادی یاد می‌گیرم.
 
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
.............
بچه من منتظر نظرای خوبتون هستماااا
زود زود بیاین ..من دلم میگیره ...خففف!
تا بعد خدافززززز
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 22:43 توسط معصومه ابی دل(سپیده)| |

اولین اپمه یکم صحبت کنیم بد نیس!

تا دلتون بخاد قبلا وبلاگ داشتم همه رو اینجا جم کردم .ماه من هم رمزشو گم کردم وگرنه حتما همونجا اپامو ادامه میدادم!!

اولین چیزی ک میگم .

تولد عششششقم فرح دیبا۲۲ مهر رو تبریک میگم

به خودش و دوستاراشو و نوه های گلش!! عزیز دلم ۷۰ سالش شده !!قربونش!!

بعدم به خودمو دوستام تفریک میگم ..امسال ترم تابستونی نخبه خوب درخشیدم .البته استادای گلم هم کم نبودنا

اقای محمد(فرزاد)عسگرزاده استاد فیزیکم! کلی میخندیدیم سر کلاسش !!اس ام اس باز خوبیم هس !!خانومشم خیلی ماهه!!

اقای مهندس و دکتر بابک کمالی استاد ریاضی که احتمالا میشناسیدشون !! من دیوونشم!نویسنده کتابای دانشگاهی هستش!! و لی کتابای ریاضی مبتکران و منتشرانم نوشته!حسابان و دیفرانسیل ژیش رو هم نوشته !! رو انتشارات های دیگه نظارت داره !

استاد دیگم دکتر مصطفی زارع ریاضی درس میدادن ولی از ۱۶ جلسه ۶ جلسه فقط دیدیمش !!

همش یا المان بود یا امریکا برا دفاعیه مقالیه های ریاضیش!!دانشیار دانشگاه شهید بهشتی بود!اونم بدک نبود ولی بهترینشون اقای اجورلو بود ..امور مالی موسسه!! ۵شنبه دیدمشون ولی دلم براشون تنگیده!

اها اینا رو گفتم که بگم نفر سوم شدم تو اولامون !!نفر اولمون هم کلاسیم شیوا بود دوم هم یه پسره مزخرف بنام ارمین بود !!خیلیییی مخ بودااا! از قیافش معلوم بود که از اون نابغه هاس!!؟

راستی من ۱۶ سالم شده هاااا!!۱۱ مهر ۸۸ شد ۱۶ سالم هوراااا یعنی ۱۵ سالم تموم شد

دیگه چی بگم خب دلم میخاد اینجا هم مثه وب قبلیا هممون رونق بدیم !! ممنون میشم بچه ها !!

هر کی لینک بوده حتما بگه ..همین الان لینکش کنم مرسی!!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 17:28 توسط معصومه ابی دل(سپیده)| |


Design By : Night Skin